X
تبلیغات
رایتل
Independence

وبلاگ آتنا


Independence
If freedom is short of weapons, we must compensate with willpower
شنبه 13 آبان‌ماه سال 1385
هوش هیجانی را بشناسیم

یکی از پدیده هایی که در دهه های اخیر مورد استقبال زیادی قرار داشته است، پدیده هوش هیجانی بوده است ،که دلیل این امر توانایی های فرضی ،هوش هیجانی بالا تردر حل بهتر مسائل ، کاستن از میزان تعارضات بین آنچه که انسان احساس می کند با آنچه که فکر می کند یا همان تقابل قدیمی "عقل" و" دل" و مشاهده زندگی شاد و موفقیت آمیز کسانی بوده که از تحصیلات عالی برخوردار نیستند ولی به دلیل هوش هیجانی بالا به این خوشبختی دست یافته اند.پژوهش های متعددی نشان داده که هوش هیجانی می تواند سبب افزایش  میزان سلامتی ، رفاه ، ثروت، موفقیت وعشق و شادی گردد.

 

مولفه های هوش هیجانی

 

هرچند هوش هیجانی با هوش شناختی IQ ارتباط دارد ولی از لحاظ مفهوم نظری و عملکرد، کاملا با آن تفاوت دارد، مولفه های هوش هیجانی به قرار زیر است:

1-      درون فردی: شامل خود شکوفایی، استقلال و خود آگاهی عاطفی.

2-      بین فردی: همدلی و مسئوایت اجتماعی .

3-      سازگاری : شامل حل مسایل و آگاهی به واقعیت.

4-      مدیریت استرس : شامل کنترل تکانه ها و تحمل فشارها .

5-      خلق و خوی : شامل شادکامی و خوش بینی.

  همانگونه که از اجزای هوش هیجانی مشخص می گردد، این مفهوم می تواند زمینه ساز پیشرفت شغلی ، رضایت در روابط فردی و ... باشد که در اینجا به ارتباط EQ   با پیشرفت تحصیلی در سطوح بالاتر می پردازیم . در تعیین سطح عوامل مربوط به موفقیت تحصیلی تنها 2 در صد به IQ اختصاص یافته است که این میزان برای دانشجویانی که در مقاطع بالای تحصیلی قرار داشته و رشته تحصیلی خوبی نیز دارند، حتی به مقادیر پایین تری نیز تنزل می یابد . پس نقش عوامل انگیزشی، هیجانی بین فردی در پیشرفت تحصیلی در این گروه از دانشجویان که همگی از هوش عملکردی بالایی برخوردارند بسیار مهم خواهد بود . نکته حائز اهمیت دیگر این است که اصولا هوش شناختی یا IQ را نمی توان چندان تغییر داد ولی هوش هیجانی((EQ قابل تغییر، اصلاح و ارتقا می باشد، پس شناخت EQ یک استفاده کاربردی نیز خواهد داشت.

پژوهش های اخیر نشان داده است که بر خلاف نظر اغلب فلاسفه و روانشناسان شناخت و عاطفه مستقل از یکدیگر نیستند . تجارب عاطفی ما به نحوی  با ذخیره سازی و بازیابی اطلاعات پیرامون ما مربو ط است. حالات خلقی ما تاثیر عمیقی بر اطلاعاتی که به ذهن می سپاریم  یا مورد توجه قرار می دهیم و شیوه ای که به موقعیت های اجتماعی واکنش نشان می دهیم ، دارد در نتیجه به عنوان یک اصل کلی در این دیدگاه می توان گفت:

 

عاطفه خوب ، تفکر خوب

 

هنگامیکه احساس خوبی داریم ، دنیا را با عینک خوش بینی می بینیم وبر عکس ، عملکرد عاطفی برکارکرد عصبی- روانشناختی فرد نیز تاثیر می گذارد . وقتی خوش خلق هستیم ، خاطرات خوب را به یاد می آوریم  و وقتی افسرده هستیم خاطرات بد اتوماتیک وار به ذهن وارد می شوند.

هرچه قدر هوش عاطفی فردی بالا تر باشد، به نقش و تاثیر عواطف بر کنش ها و رفتارهایش آگاه تر است و سعی می کند متناسب با موقعیت بهترین عاطفه را درخود ایجاد کند تا بهترین نوع تفکر و حل مساله را انجام دهد. فردی که EQ بالا دارد می داند که چگونه  تاثیر منفی هیجانات را بر تفکر خود اصلاح نماید.

امروزه ، بین یادگیری ، امتحان دادن و نمره گرفتن با آنچه که لازمه زندگی مدرن  و روابط پیچیده بین فرد ی کنونی است،  تفاوت زیادی قائل شده اند.

همه ما انسانهایی را می شناسیم که در ظاهر از تحصیلات بالایی برخوردارند و نمرات درخشانی گرفته اند ولی در عمل و صحنه اجتماع و مسئولیت ، بسیار شکننده و دارای زندگی نه چندان خوب و حتی گاه بسیار ملالت بار هستند.

واقعیت هوش هیجانی و مولفه های آن در این زمینه نیز می تواند پاسخگوی بسیاری از چراها باشد، مثل اینکه چرا یک مهندس تحصیلکرده نمی تواند با همسر خود زندگی شادمانه ای داشته باشد ؟ چرا یک شاگرد اول دانشگاه نمی تواند در کنکور کارشناسی ارشد موفق شود؟

 

نتیجه گیری

 

هوش هیجانی به عنوان یک پدیده مورد توجه  نه تنها حاوی جنبه تئوریک روانشناختی است ، بلکه در میدان عمل با ارتقای آن می توان برای بسیاری از مشکلات نهفته  زندگی پاسخ ها ی مناسبی یافت .

امروزه ، مقالات کتابها و کارگاهها ی آموزشی متعددی در رابطه با EQ تدوین می گردند که همگی تلاشی است برای نشان دادن راهکارهای نو در مقابله با مشکلات فردی و بین فردی د رجوامع پیچیده کنونی.

••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••.بالا.•••
عناوین آخرین یادداشت ها
Welcom
آرشیو
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 130087
تحصیل و مهاجرت به خارج